ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

37

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

بدون سند باشند و تنها مىتوان گفت اسناد رسمى آن را بعدا به آن افزوده‌اند . اگر اين اسنادها مردود شمرده شوند بايد چنين تصوّر كرد كه خود احاديث هم بعدا جعل شده‌اند . از اين رو تاريخ ارائه اين اسناد صورى و تشريفاتى ارتباط زيادى به مسأله صحت اسناد ندارد . اين موضوع بايد بيشتر بر اساس همخوانى متقابل رواياتى كه منسوب به يك شاهد واحد است و همخوانى آن با آنچه از شرح احوال اين شاهد در دست است و تمايلات سياسى او مورد بررسى قرار گيرد . عايشه و ابن عباس ، چنان كه گفته شد ، عميقا درگير اين حوادث بودند . امّا در دو صف مخالف . ظاهرا شهادت آن دو در نقل روايات و طرز بيان آن تعصّب‌آميز و تحت تأثير حبّ و بغضها و نيز عارى از جنبه بىطرفى است . بعلّت اين جنبه‌هاى سوگيرانه روايات كه اغلب موافق با ديدگاههاى متعصبانه سنّيان يا شيعيان دوره‌هاى اخير است ، گرايش محقّقان غربى بيشتر اين بوده كه آنها را ، مخصوصا آنچه به نفع شيعيان است ، جعليّات دوره‌هاى بعدى بدانند . امّا اين سوگرايى به تنهايى دليلى بر متأخر بودن اصل روايت نيست . اگر ديده مىشود كه بعضى از روايات در شرايطى خاص ، تقريبا به صورت نسبتا درستى اسناد داده شده‌اند مسئوليت اقامه دليل براى ساختگى بودن در برابر آنهايى كه مضامين مبهم‌ترى دارند ، بر عهده كسانى است كه آنها را جعليّات دوران اخير مىدانند . بيشتر منابع مهمّ ، از قبيل ابن هشام ، طبرى ، ابن سعد و بلاذرى در مورد روايتهاى منسوب به عايشه و ابن عباس اين شرط همخوانى را به حدّ اعلا رعايت كرده‌اند . آنان نظريات شخصى و تمايلات سياسى را بدقّت بررسى مىكنند . روايات مختلفى وجود دارد كه ادّعاهاى صريح راويان آن ، كه از نظر راويان بعدى قابل تأمّل است ، تعديل يا حذف شده است . فقط اندكى از اين روايات را بعلّت مغايرت با گرايشهاى سياسى آنان مىتوان مردود شمرد . روايات عايشه در مورد أبو بكر ، كه او را پدرى مهربان و حليم ، رئوف و دورانديش مىداند ، كسى كه به خاطر ويژگى رهبرىاش احترام زيادى در بين اعراب داشت ، كاملا تحسين‌انگيز و با لحنى ستايشگرانه است بر عكس عمر كه مردى خشن و گستاخ بود و به رغم صلاح و سداد غير قابل انكارش همه از او مىترسيدند . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگام